| طلوع آفتاب نجات |
| ساعت ۸:٢۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
مرور ماجرای ولادت امام زمان(ع) پیامبراکرم(ص)و ائمه اطهار با تعابیر گوناگون، همه اطلاعات لازم درباره چگونگی تولد، وقایع زندگی و ویژگی های حکومت حضرت مهدی(عج)را در اختیار مردم قرار داده بودند.سند از حرف پیامبر(ص)محکم تر که فرمودند:«...قائم اهل بیت من و مهدی این امت در رفتار و گفتارو کردار،شبیه ترین مردم به من است...؟»دوست و دشمن همه می دانستند زمان تولد مهدی(عج)نزدیک است.تاکید پیامبر و امامان دیگر بر آمدنش باعث شد که خلفای عباسی از زمان امام نهم به بعد،امامان را حسابی زیر نظر بگیرند.حتی امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)را از مدینه به سامرا(مرکز خلافت عباسی)آوردند تا آنان را کنترل کنند.این فشارها در زمان امام حسن عسکری(ع)به اوج رسید و ارتباط او را با شیعیان به حداقل رساند.حکومتی ها بارها زندانی اش کردند و گاه و بیگاه می ریختند توی خانه اش و بازرسی می کردند تا بلکه آن نوزاد را پیدا کنند اما تقدیر بر این بود که در شب نیمه شعبان سال255، مهدی(عج)در این خانواده به دنیا بیاید، حتی اگر دشمنان خوششان نیاید که «یریدون لیطفؤوا نورالله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون». |
|
| آفتاب و سایه ها |
| ساعت ۸:٢٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
در طول تاریخ افراد زیادی ادعای مهدویت داشته اند وقتی یک تراول چک قلابی نصیب ما می شود، برخورد ما می تواند دو گونه باشد؛ می توانیم از این اتفاق نتیجه بگیریم که اساسا نمی شود به تراول چک اعتماد کرد و این تجربه بد به این تصمیم منجر شود که اصلا از تراول چک استفاده نکنیم.برخورد دیگر که عمیق تر و پخته تر از مورد اول به نظرمی رسد آن است که نتیجه بگیریم همواره برای هر کالای اصلی،مشابه قلابی آن وجود دارد و ازآنجا که هیچ کس نمی خواهد ضرر کند، همیشه باید برای شناخت نسخه اصلی از نسخه تقلبی آماده بود.این نتیجه به این تصمیم ختم می شود که در مواجهه با تراول چک در آینده حتماً از معیارها و ملاک هایی که صحت و اعتبار آن را تضمین می کنند، بهره بگیریم و احتمال تقلب و فریب را از بین ببریم.در حالت اول ما نه تنها صورت مسأله را پاک کرده ایم که حتی به طور غیر مستقیم امکان وجود هر گونه تراول چک واقعی و اصلی را منتفی دانسته ایم.نکته دیگر اینکه نسخه تقلبی، یک کپی است و از اساس باید مشابه نسخه اصلی باشد.همین مسأله سبب شده تا هیچ گاه تراول چک هشتاد هزار تومانی جعل نشود که اگر اینگونه بود دیگر شناخت اصلی و قلابی دشوار نبود.ماجرای تراول چک اصلی و قلابی درباره مهدویت هم قابل طرح است و آنچنان که تاریخ نشان می دهد، در برابر یک موعود اصلی که توسط پیامبر(ص)به مسلمانان معرفی شده است، افراد زیادی به ادعا برخاسته اند که همان موعود حقیقی بوده و شایستگی توجه و پذیرش مردم را دارند. نکته *نشانه هایی که شنیده نشدند |
|
| از ماه تا ماه آنها |
| ساعت ۸:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
مقایسه چشم انداز ظهور با اتوپیای دیگر ادیان و فلسفه ها تصویر وضعیت ایده آل زندگی از دیر باز همراه انسان بوده و به واسطه ارائه هدفی قابل قبول برای زندگی، همواره روشنی بخش حیات بشری و تأمین کننده معنای زندگی قلمداد می شود.این ذهنیت جدا از آنکه در حافظه تک تک افراد انسانی حضور دارد و هر کدام از آنها با تصویر شخصی خود از خوشبختی و نیک روزی روزگار می گذراند،در حیات فرهنگ بشر هم بازتاب یافته است.در واقع فراتراز ذهنیت های شخصی درباره خوشبختی،ایده های عمومی و مشترکی درباره ایده آل زندگی وجود دارد که مردمان آنها را برای زندگی خود انتخاب می کنند.این آرزوهای بزرگ در ادبیات عمومی و نخبگانی جوامع و سنت های گوناگون به ظهور رسیده و مطرح شده اند که مطالعه آنها از هویت و آرمان مشترک جمعی از انسان ها پرده بر می دارد. نکته *اتوپیاهای مدرن |
|
| موعودگرایی در فضای مجازی |
| ساعت ۸:۱۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
نگاهی به نتایج راه یابی مفهوم مهدویت در فضای اینترنت درجهان مجازی، پدیده ها بر اثر کنش پدیده های جهان واقعی شکل گرفته و تغییر می کنند.در واقع جهان مجازی تاسر حد ممکن از جهان واقعی تأثیر می گیرد و سپس بر آن تأثیر می گذارد.در این میان پدیده هایی که در دنیای مادی با اقبال روبرو شوند، در دنیای مجازی نیز رشد کرده و به گونه ای اثرگذار تبدیل می شوند.اعتقادات انسان ها جزو همین دسته به شمار می روند؛ دینداری، عقاید اقتصادی، عقاید سیاسی و از همه مهمتر اعتقاد به ماوراءالطبیعه هنگامی که پای خود را به دنیای مجازی باز کردند، با اقبال روز افزون کاربران روبرو شدند.کاربران دنیای مجازی را به عنوان هدیه ای پذیرفتند که می تواند به آنها در حرکت به سمت اعتقادشان کمک کند.در این میان اجتماعات دینی در بسیاری از کشورها به علت پیشرو بودن در مواجهه با تحولات جدید، زودتر از دیگر پدیده های مشابه به دنیای مجازی اینترنت مهاجرت کردند.کلیساهای مجازی، وب سایت های تبلیغ اسلام و اتاق های گفت و گوی دینی مثال های خوبی از استفاده پیروان ادیان از اینترنت به شمار می روند. نکته: دل نوشته های نیمه شب |
|
| تو را من چشم درراهم |
| ساعت ۸:۱٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
سیمای موعود در شعر معاصر «هنرو ادبیات»به عنوان عالی ترین شکل بیان احساس، زبان جان و آیینه روح است.به عبارت دیگر هنر پلی است که برقراری ارتباط انسان با انسان های دیگر را به دلپذیرترین صورت آن ممکن می سازد.ما نیز به عنوان طلایه داران فرهنگ و تمدن اسلامی بر آن سر و سوداییم که با این زبان جهانیان را مخاطب خویش قرار دهیم و آنان را بر خوان ارزش های اسلامی فرا بخوانیم.ما به عنوان یک «انسان مسلمان»و یک هنرمند آرمان خواه و رسالت مدار به آینده موعود چشم دوخته ایم؛ آینده ای که خورشید مهدویت در آسمان جهان می درخشد و مستضعفان به وراثت زمین برگزیده می شوند.بنابراین هنر و ادبیات ما باید از هم اکنون چشم به افق این آینده موعود بدوزد وهنرمندان ما برای رسیدن به قاف کمال چنین آینده روشنی، کمر همت ببندند. گرچه گرد آلود فقرم، شرم باد از همتم «موعودیه»یا شعر مهدوی یکی از زیر شاخه های شاخص شجره طیبه شعر و ادب آیینی همچون توحیدیه، شعر نبوی، علوی، فاطمی، عاشورایی و رضوی، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سخت مورد توجه و استقبال شاعران قرار گرفت ولی قضاوت در مورد میزان کامیابی شاعران در این حوزه کار دشواری است و جای «اگر»و «اما»دارد چرا که در حوزه شعر آیینی، مضمون یابی مثل عرصه «آزاد سروده ها»صرفاً یک کار ذوقی و سلیقه ای نیست و شاعر نمی تواند در این عرصه به مدد خلاقیت و نبوغ ادبی خویش به هر مضمون غریب یا خوشایندی چنگ اندازد. تا نکند شرع تو را نامدار آری، مقام شاعر در این وادی، مقام سخنگوی یک مکتب و آیین است و سخنگو در مقام سخنگویی نمی تواند و نبایدبیان کننده مواضع و دیدگاه های شخصی خویش برای پیروان و سالکان آن مکتب باشد.اگر در عرصه های دیگر می توان بدون هیچ «آداب و تربیتی»سخن گفت، ادب اسلامی در اینجا حکم می کند که «ادب و آداب»را به جا آورد و آنگونه ظاهر شد که «معشوق»می خواهد:عرصه شعر آیینی، مقام خودبینی، خودرأیی و خودخواهی نیست، مقام ذوب شدن در معشوق و رسیدن به قله «فنا فی الله»است.در این وادی، دیگر«من»و «منیتی»نیست و هرچه هست «او»هست «او»ست و دقیقاً رمز سربلندی و رستگاری شاعران اصیل آیینی هم در همین نکته دقیق ظریف نهفته است، چنان که «هلالی جغتایی»می گوید: جایی رسیده ایم که از خود گذشته ایم یکی از مضامین محوری و بر جسته ای که در موعودیه ها مورد توجه بیشتر شاعران قرار گرفته، ترسیم سیمای حضرت به عنوان آخرین امید و «آخرین منجی»است.این مضمون ریشه در آیات و روایات قرآنی دارد، چنان که در حدیثی از پیامبر اعظم،حضرت رسول اکرم(ص)می خوانیم که: یاالهی !مهدی ام از غیب آر طاهره صفارزاده هم که نام بلند او با «شعر نو دینی»روزگار ما پیوندی ناگسستنی دارد و نسل امروز او را بیشتر با عنوان«شاعربیداری» می شناسند، در«انتظار سروده»ای تأمل برانگیز و اندیشمندانه، حضرت قائم(عج)را وارث ذوالفقار علی(ع)معرفی می کند و با قاطعیتی برخاسته از یقین می گوید: آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظا!می خور و رندی کن و خوش باش، ولی خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند خدا زآن خرقه بیزار است صد بار شعر انتظار، جلوه گاه اعتراض، انتقاد، حرکت، تکاپو و بیداری است.شاعران شیعی انتظار را نه در نشستن و ایستایی، بلکه در برخاستن و پویایی معنا می کنند.شعر انتظار، شعر مردگی و بازدارندگی نیست، شعر زندگی و زایندگی است: همیشه منتظرت هستم البته نباید فراموش کرد که اعتراض برآمده از بطن مکتب انتظار، باید اعتراضی ایجابی و سازنده باشد، نه اعتراضی تخریبی و بازدارنده.در واقع انتظاری که ریشه در«انتظار»دارد، اعتراضی از جنس «امر به معروف»و «نهی از منکر»است و هدف غایی و نهایی آن « افزایش ظرفیت نقد پذیری»جامعه برای حرکت به سمت اصلاحات اصیل اسلامی. نکته: انسانم آرزوست |
|
| دین داران خنثی! |
| ساعت ۸:۱۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
حجتیه ای کیست، چه می گوید، و چه می کند؟! حجتیه ای ها چه می کردند؟ از قدیم کینه اهل سنت هم در دل اینها وجود داشته و هم اکنون که وهابیت، تکاپوی بیشتری می کند، وجهه همت این برادران ، وهابیت ستیزی است که بعید است در این مورد، مخالفی وجود داشته باشد!بعد از انقلاب هم که غوغای مارکسیست ها بالا گرفته بود و دانشگاهها به قضیه گروهک های آنان در آمده بود، نقد مارکسیسم در دستور کار انجمنی ها قرار گرفت!تا اینجای اقدامات روشنگرانه ایشان ضد جریانات انحرافی مذکور به نظر مشکلی نداشته است؟! اگر کسی بخواهد آنان را به عقب ماندگی هم متهم کند کاملاً در اشتباه است چرا که انجمنی ها اتفاقاً سعی می کردند دانش آموزان و دانشجویان تیزهوش و درسخوان را جذب کنند و به تعلیم علوم جدید هم تأکید داشتند و در میان شان کم نبود از دکتر و مهندس!؟ پس اتفاقا مدرن بودند ونه عقب مانده!پس مشکل کجا بود؟!چرا انقلابی ها و امام(ره)وشهید داده ها با این جریان طوری برخورد می کردند که گویی خاری در چشم اند و استخوانی در گلو!؟ کدام طرف اشتباه می کرد؟! به چه باور داشتند؟ ویژگی های منتظران حقیقی را هم که از ایشان بپرسی و تکالیف او را که بخواهی خواهند گفت:«برای تعجیل در فرج آقا دعا کن!برای سلامتی آقا صدقه بده!دعای ندبه و عهدت ترک نشود و ...»راستی مگر جز این است که اینها نیز جزیی از توصیه های دینی ما به مؤمنان عصر غیبت می باشند؟! مشکل کجاست؟ اینکه این جماعت را -مسامحتاً-دلسوزان دین خواندیم بیراه نبود چرا که کم نبودند کسانی از آنان که حداقل پس از انقلاب به جریان مردم پیوستند و شهید دادند و انقلابی شدند.انصاف این است که باید حساب اقلیت فرصت طلب و مقدس مآب و خائنین آگاه را از غافلان و توابین و فریب خوردگان این جریان جدا دانست. نباید این نکته مهم را هم فراموش کرد که نقد چنین جریاناتی بسیار سخت و ظریف است چرا که خودشان مذهبی و دین دار و مقید به شریعت اند و دغدغه شان نیز حفظ دین از انحراف است.راستی مشکل اینان کجاست و چرا حتی یک خطر محسوب می شوند؟!در یک جمله می توان پاسخ داد:«اولویت نشناسی!». چقدر درد دارد وقتی جریان انقلابی به رهبری امام(ره)که در حال جذب جوانان برای مبارزه با منشأ فساد، یعنی حکومت شاهنشاهی است می بیند که جریانی شبیه خودشان-حداقل در ظاهر-جوانان مستعدی که هر کدامشان می توانند یک گام، فروپاشی ام المسائل را جلو بیندازند، به سوی خود کشانده و به مسائل فرعی ودست چندم مشغول می سازد واستعداد سوزی می کنند! شاید در میان انجمنی های عاقل، کسی معتقد نباشد که ما باید فساد بیشتری بکنیم تا آقا بیایند ولی آیا اینکه معتقد باشی خود آقا باید بیاید تا امور را اصلاح کند و به جای اینکه مشغول شوی و در سطح کلان و نه فردی، راهی که قرار است ایشان بپویند را بپویی و به رفع فساد و علل آن از جهان بپردازی، سکوت کنی و به قول خودت منتظر آقا شوی!خود، نوعی کمک به گسترش ظلم وفساد نیست؟!آیا جز این است که تفکری که ظالمان و فاسدان از آن استقبال می کنند همین اندیشه انحرافی عدم جواز ورود به سیاسیات و اجتماعیات درزمان غیبت حضرت می باشد؟ انجمنی ها از آنجا که سکولار بودند ناگزیر بودند از جزیی اندیشی و اقدامات محدود فردی، لذا حاضر بودند علیه پپسی کولا که صاحبش بهائی بود اقدامات متعدد و متنوعی صورت دهند و هزینه ها کنند اما یک کلمه نپرسند که چرا حکومت چنین امتیازاتی را به این حضرات می دهد؟!ماجرا به طنز شبیه است، نیست؟ اما چرا؟! این تقریر، نگرشی خوشبینانه بود ولی کدهای بسیاری وجود دارد که نشان می دهد حداقل بخشی از سران این جریان یا از حلقه فرصت طلبان دورو بوده اند و یا عافیت طلبان ترسو!چرا که بر اساس اسناد ساواک، به اندک تشر حکومت، دست ها را بالا برده و حرف گوش کن می شدند!مثلاً در ماجرای تحریم چراغانی نیمه شعبان توسط امام(ره)برای اعتراض به حکومت، اینان به شدت در مقابل آن فعال شدند و جشن های مفصل و چراغانی های دوچندان کردند!و استدلال شان هم این بود که «شاه، شیعه است!»البته منکر این نمی شود شد که این استدلال از ذهن یک انسان مقدس مآب بی شعور دین نشناس نیز ممکن است تراوش کند. قرآن سر نیزه هم گرچه توسط آگاهان بلند شد اما امثال همین ظاهربینان نادان را فریب داد!به راستی چه کسی می توانست گسترش مطربخانه ها و کاباره ها را ببیند و آن را هم به پای حکومت ننویسد و شاهش را شیعه مولا بداند؟!این حد از تجاهل طبیعی است؟! در یک نگاه دقیق تر باید گفت که به نظر می رسد مبارزه انجمنی ها با بهائیت یا مارکسیسم و وهابیت نیز نوعی پاسخ به وجدان بیدار جوانان مؤمن مجذوب ایشان بود، چرا که او پس از آموزش های اعتقادی، با دیدن فسادها و ظلم های اطراف خویش، طبعاً احساس مسئولیت کرده ودغدغه اقدام می یابد و حال،این حس مؤمنانه باید پاسخ داده شود که انجمن آن را در راهی انحرافی می سوزاند!و گرنه در بطن این نظریه مخدوش که ما تا قبل از حکومت حضرت مسئولیتی نداریم، حتی همین نوع احساس مسئولیت نیز قابل توجیه نیست! آنچه مسلم است آنکه توقف فعالیت های انجمن در سال 62 که ظاهراً به خاطر تبعیت از انتقاد امام(ره)از اینان صورت گرفت، یک تعطیلی صوری وظاهری بود و بر اساس قرائن، این نوع نگاه، هنوز -حتی به صورت تشکیلاتی و ساماندهی شده-وجود دارد و در حال جذب نیرو و فعالیت است.از جمله جریاناتی که امروز،انجمنی ها به شدت در آن فعال ند دشمن سازی شیعه و سنی به اسم مبارزه با جریان منحرف وهابی است. اینان چنانچه در اوایل انقلاب، خطر مارکسیسم را بیشتر از آمریکا که امام(ره)آن را شیطان بزرگ نامیدند، می دانستند و باز، جبهه ای فرعی و انحرافی گشوده بودند،اینک نیز دم از خطر برادران اهل سنت می زنند و آن را ازخطر صهیونیسم بین المللی نیز بزرگترمی نمایند!رسوایی اینان در ماجرای غزه و فلسطین بیشتر نمایان شد که می گفتند:کمک به فلسطینیان به خاطر سنی بودن آنها جایز نیست!!اینجا بود که دقیقاً هم کلام سران وهابی و بی دین سعودی و مرتجعین آمریکایی منطقه شدند و برای عاقلان مشخص شد که مجاهدان اسلام آمریکایی که از سر جهل یا خباثت، دشمنان فرعی و دروغین را اصلی و حقیقی می نمایانند، روزی ، اینچنین روشن، با هم همنوا می شوند! انجمن حجتیه، یک فکر و یک نوع نگرش غلط به دین است؛ دین خنثی و عافیت طلب ومقدس مآبی که گرچه برای مولایش قمه می زند اما پای هزینه دادن برای حفظ دین او و حقیقت و روح آموزه های شیعی نیست! مواظب آنها و خودمان باشیم! نکته: مثل انجمنی ها مثل دکتری است که بیماری با قلبی شکافته و بدنی دارای چند زخم را نزدش آورده اند و او به جای رسیدگی به قلب او، زخم های بدنش را مداوا می کند.چنین آدمی در ظاهر در حال مداواست اما در حقیقت کار او ممکن است به مرگ بیمار منجر شود!اینکه بدانی حکومت و غرب، پشت سر بهائیت است و فرصت های متعدد اقتصادی و پست های کلان حکومتی را آگاهانه میان آنان پخش می کند اما به هر دلیل، چه ترس و چه حماقت، با او کاری نداشته باشی و انگشت اتهامت را سوی معلول ها بگیری، مصداق همین دکتری هستی که به فرعیات می پردازد و از اصل باز مانده است!آیا حجتی آشکار تر از این وجود داشت که با رفتن شاه کل بساط بهائیت و متعلقاتش برچیده شد؟! منبع:نشریه آیه، ویژه نامه دین و فرهنگ. |
|
| خدمت به حقیقت |
| ساعت ۸:۱٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
سبک زندگی انسان منتظر چگونه است؟ هر انسانی در زندگی خود هدفی را انتخاب می کند و سعی می کند تا تمام تلاش ها و فعالیت ها و رنج کشیدن های او در مسیر رسیدن به آن هدف قرار گیرد.این باعث می شود که زندگی انسان معنا دار شود و ارزش پیدا کند.با این وجود،آدم ها بر اساس هدفی که برای زندگی خود انتخاب کرده اند، ارزش پیدا می کنند و از دیگران جدا می شوند.به عبارت دیگر برای قضاوت درباره انسان ها می توان به داوری درباره هدف هایی که آنها برای زندگی خود انتخاب کرده اند،پرداخت. نکته: یاری امام موعود |
|
| حرمت توقیت |
| ساعت ۸:٠۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ کلمات کلیدی: |
|
با انتشار گسترده ی فیلم مستند.«ظهور بسیار نزدیک است »، بحث نقد و بررسی ادعاهای این مستند در محافل گوناگونی مطرح است . ادعاهای این مستند را می توان به دو دسته تطبیقات و توقیت تقسیم کرد. خود سازندگان این مستند اذعان دارند که تطبیقات شان قطعی وحتمی نیست و احتمال اشتباه در آن وجود دارد. البته این عقب نشینی پس از انتقادات فراوان و توجیهات بسیار و گاه عجیب و غریب به نتیجه مطلوب سازندگان رسیده بود . برای مثال شعیب ابن صالح را، گفته اند که شعیب مصغر شعب است و شعب یعنی مردم و رئیس جمهور مردمی است و صالح یعنی نیک و وی فرزند انسانی صالح بوده است و..این نوشته به مسأله توقیت ظهور پرداخته است. |
|
| مشخصات نویسنده |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|

